سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 3
کل بازدید : 69005
کل یادداشتها ها : 22
خبر مایه


آقا سلام

اگر دیدن روی ماهت آخرین لحظه زندگیم باشد، آخرین لحظه را در همین لحظه میخواهم

من که جزو پیاده نظام ارتش سایبری هم به حساب نمی آیم ولی همراه این موج به دریا میزنم

سایبری‌ها دیدار با رهبری را می‌خواهند

طومار درخواست وبلاگ نویسان برای دیدار با امام خامنه ای

 

برای رساندن خواهشمان به دفتر مولا با موج وبلاگی "سایبری‌ها دیدار با رهبری را می‌خواهند" همراه شده و با درج مطلبی ترجیحا با همین عنوان در وبلاگ خود به این موج بپیوندید.

 

*مطلب قبلی رو هم مطالعه کنید و نظرتون رو اعلام کنید*

 

موفق باشید

یاعلی


  

سلام

میلاد پربرکت کریم اهل بیت علیهما سلام برهمگی مبارک

تلویزیون و شبکه 3 مدتیه که برنامه خنده بازار رو به عنوان برنامه طنز شبانه انتخاب کردند و پخش میکنند که در مورد این برنامه توجه به چند نکته قابل توجهه:

1- در سری اول این برنامه مبنا بر نقد برنامه های تلویزیون مثل هفت ، نود ، قویترین مردان و ... بود که در سری دوم هم تا حدودی روال به همین صورته البته با تغییراتی در بخش های مختلف و نقد دیگران من جمله ورزشی ها و سینمایی ها

2- البته این رویه نقد همیشه ثابت نیست و همیشه هم نقد نیست و در خیلی از مواقع به تمسخر برخی ناتوانی ها و توهین ها و تهمت های آشکار تبدیل میشه مثل:

الف) تمسخر لحن حرف زدن استاد داوود رشیدی در آیتم هشت.ایشون از اساتید و هنرمندان و پیشکسوتان سینما و تلویزیون ما هستند که احترام ایشون واجبه ولی در برنامه خنده بازار ایشون رو به تمسخر گرفتند که مطمئنا هیچ جنبه انتقادی و اصلاح کننده ای نداشته.

ب) علی دایی جزو افتخار آفرینان این ورزشه و البته اخلاق خاصی هم داره ولی در هر صورت یک انسانه و نباید نوع خاص صحبت کردنش مورد تمسخر واقع بشهو این آیتم ممکنه خیلی ها رو به خنده وا داشته باشه ولی باعث ناراحتی یک انسان شده که گناهیست بزرگ

ج) محمد مایلی کهن جزو افراد خاص و پرحاشیه ی ورزش کشور ماست تقریبا هیچ سالی نیست که با کسی مشکلی نداشته باشه. خیلی از حرفهایی که میزنه به گفته خودش به خاطر دلسوزیه و برخی هم اعتقاد دارند که نه برای کسب قدرته. در اواخر فصل پیش در پایان یکی از بازی های سایپا هنگام کنفرانس خبری در حالی که داشت از بداخلاقی های فوتبال میگفت شروع کرد به گریه کردن و چند دقیقه ای اشک ریخت. اما دیشب در برنامه خنده بازار این حرکت ایشون به دفعات مورد تمسخر واقع شد و هنگامی که در آیتم چارپایه داغ مثلا ایشون رو روی چهار پایه قرار داده بودند علنا این صحبت ایشون رو که دغدغه اش فوتباله و به خاطر دلسوزی برخی حرفها رو میزنه رو دروغ اعلام کردند.حتما سازندگان خنده بازار از نیت قلبیه ایشون خبر دارند که در رسانه ملی علنا ایشون رو به دروغ گفتن متهم میکنند.الله اعلم

د) از این دست نمونه ها بسیاره و هرشب میتونید اونها رو در خنده بازار ببینید که اینجا مجالی برای گفتنش نیست.

3- تاکید دین اسلام ، قرآن و روایات بر عدم مسخره کردن و تهمت زدن به دیگران نشون میده که این اعمال جزو گناهان بزرگه ولی رسانه ملی مثله اینکه گوشش به این حرفها بدهکار نیست و فقط خندودن مردم به هر شیوه ای و جذب مخاطب به هر روشی براشون در اولویت قرار داره و به راه و روشش کاری ندارند.

 

میشه مردم رو خندوند ولی کسی رو مسخره نکرد کاری که سیره و شیوه ی پیامبر (ص) و معصومین (ع) بوده.متاسفانه مدتیه طنزهای سینما ، تلویزیون ، مجلات ، روزنامه ها و ... بیشتر تبدیل شده به محل تمسخر دیگران و خندیدن به عیوب اونها.کاش مثل سالهای کمی دورتر طنزهای فاخری میدیدیم که در اونها خنده به لب آدم مینشت ولی کسی مسخره نمیشد مثل لیلی با من است ، مرد عوضی ، طنزهای اکبر عبدی و علیرضا خمسه و ....

 

التماس دعا

موفق باشید

یاعلی


  

سلام به همه دوستان و خوانندگان و تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و ان شا الله که نماز و روزه هاتون قبول باشه و ممنون که در بحثی که در پست قبلی مطرح شده بود شرکت کردید ان شاالله اگر لازم بود درباره مواردی که نیاز به بحث بیشتری داره صحبت خواهیم کرد.

 

اما بعد:

1- آقای قرائتی(از بچگی عادت داشتم به ایشون بگم آقای قرائتی و حاج آقا قرائتی که البته مطمئنا ایشون از بزرگان حال حاضر در عرصه دین و قرآن هستند و الفاظی به مراتب بالاتر برازنده ایشون) داشت توی تلویزیون درباره نیت کارها صحبت میکرد و مثلا میگفت یوسف و زلیخا هر دو میدویند یکی برای فرار از گناه و دیگری برای انجام گناه فیزیک هر دو یکی بود و میدویدند ولی شیمیشون با هم فرق میکرد! خلاصه اینکه نیت خیلی مهمه توی کارها.

 

2-همونطور که مطلع شدید خانم آمنه بهرامی در آخرین لحظه و هنگام مجازات شخصی رو که اسید به صورتش پاشیده بود رو بخشید و گفت که فقط میخواستم دیگران متوجه بشند که این حکم اسیدپاشی صادر شده و من بخشیدم و ممکنه دیگران نبخشند.(+)

3- شبکه سیمای آزادی (شبکه منافقین) رو دیشب برای اولین بار دیدم.داشت برنامه ای نشون میداد که اگر آرم شبکه سیمای آزادی گوشه تصویر نبود آدم فکر میکرد یکی از برنامه هاییه که در تجلیل از شهدای 8 سال دفاع مقدس و مخصوصا یکی از فرماندها بزرگ مثل شهید همت ساخته شده و داره از شبکه یک پخش میشه.اینقدر از اون شخصی که به هلاکت رسیده بود تعریف و تمجید میکردند و صفات آسمانی بهش میدادند که نگو و نپرس و در وصیت نامش هم از آیات قرآن استفاده شده بود.برام جالب شد و برنامه های بعدیشون رو هم دیدم.اسم برنامه رو به فردا بود و یک عدد مجریه جوان هم عهده داری اداره برنامه بود و در آغاز کارش هم حلول ماه رمضان رو تبریک گفت و آرزوی قبولی طاعات و عبادات رو داشت(!) و بعد هم شروع کرد به خوندن خبرهایی از ایران و اینکه واویلا نیروی انتظامی میخواد روزه خواران در ملا عام و اراذل و اوباش رو مجازات کنه و آیت الله علم الهدی گفته که طبق دستور اسلام روزه خواری در ملا عام 25 ضربه شلاق داره.و خبر دیگه اینکه نیروی انتظامی با کسانی که در پارک آب و آتش اقدام به آب بازی کردند برخورد کرده(وا حقوق بشرا) البته در زیرنویس های این شبکه هم به تحولات اخیر منطقه(بخوانید سوریه) پرداخته می شد و در یکی از اونها هم آقای فلان از آمریکا و در سازمان ملل گفته بود که حکم چشم در برابر چشم ضد حقوق بشره و غیره و ذالک.

 

4-در قرآن کریم به صراحت اعلام شده که چشم در مقابل چشم و همینطور در این کتاب شریف اومده و از احکام مسلم اسلامه که حفظ حجاب و و روزه گرفتن واجبه و روزه خواری هم در ملا عام گناهیست بزرگ.

 

5- این همه جمع اضداد فقط از منافق برمیاد که هم دم از قرآن بزنه و هم به حکم قرآن در مورد قصاص اعتراض کنه هم دم از روزه بزنه و هم از برخورد با روزه خواران در ملا عام خونش به جوش بیاد هم توی وصیت نامه شهداش(!) آیات قرآن باشه و هم مخالف برخورد با بدحجابی که قرآن بهش اعتراض کرده.

 

دوستان باید حواس ها جمع باشه که منافق فقط توی پادگان اشرف و سیمای آزادی وجود نداره.هر جا جمع اضداد دیده شد باید مراقبت کرد.

 

موفق باشید

التماس دعا

یاعلی

 


  

ادامه از پست قبلی

3- اواخر فروردین و اوایل اردیبهشت مسائلی پیش آمد پیرامون وزارت اطلاعات که با استعفای آقای مصلحی همراه شد و با دستور رهبری ایشون قرار شد سر کارشون برگردند و البته غیبت 11 روزه رئیس جمهور. که باز هم ولایت مداران تازه به ولایت رسیده تا تونستند به دولت و شخص رئیس جمهور و شخص آقای مشایی تاختند و تاختند که باز هم با واکنش مقام عظمای ولایت مواجه شد:« شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌اى که آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بى‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌اى پیدا کنند، هر جور میتوانند، حمله کنند. میدانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد. مسئولین دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش میکنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئیس جمهور. اینها شب و روز ندارند؛ من مى‌بینم، من از نزدیک شاهدم. اینها دائم مشغول کارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اینها براى کشور خیلى باارزش است. بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجائى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت میشود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس میکند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار میگیرد، تفویت میشود؛ خب، انسان وارد میشود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوقهاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده میکنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند.» کاری به اینکه حرکت رئیس جمهور درست بود یا غلط ندارم مهم اینه که رهبری فرمودند « قضیه‌اى که آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود» اما هو و جنجالهایی بوجود اومد که کم و بیش تا الان هم ادامه داره. قضاوت با خودتون.

4- از اواخر سال 89 و اوایل سال 90 از طرف برخی ولایت مداران بالفطره! اصطلاحی بوجود آمد به اسم «جریان انحرافی» و هرجا نشستند و برخاستند این حرف لقلقه زبانشان بود و هست و منظور هم که حتما میدانید آقای مشایی و دارو دسته شان بود (و هست) که در جاهای مختلف هم گفتند که این جریان خطرناکترین جریان در طول تاریخ اسلام است و از فتنه 88 خطرناک تر است و ... .  مجلس محترم در قضیه انتخاب وزیر ورزش با هوشمندی تمام تنها دلیلشان برای رای ندادن به آقای سجادی احتمال ارتباط ایشان با جریان انحرافی و عدم برائت ایشون از این جریان بود. روزنامه هایی که در طول فتنه 88 حتی یکبار هم از لفظ فتنه استفاده نکردند و آقایانی که هنوز هم آن جریانات را با وجود تاکیدات فراوان رهبری فتنه نخوانده اند و حتی سخنان رئیس جمهور در مناظره با موسوی را باعث آن جریانات دانستند اکنون در مقابل جریان انحرافی قد علم کرده اند که واویلا اسلام و نظام در خطر است. اما باز هم هوشمندی امام خامنه ای برای دوستداران ولایت و البته دولت ولایی دهم که در این مدت با هجمه های فراوان راست و چپ سردرگم شه بودند راه گشا شد:« یک مسئله این است که اگر یک کسى یک حرف غلطى زد، آیا کسى باید به او جواب بدهد یا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوه‌ى خودش را دارد، راه خودش را دارد، کار خاص خودش است. یک وقت هست که حالا که کسى یک حرف غلطى زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو کنیم، شعار کنیم که آقا، فلانى این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است که اشتباه است، خطاست. من با حرکت روشنگرانه از سوى هر کسى، از سوى هر نهادى، هیچ مخالفتى ندارم، بلکه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ى تبیین. اما این معنایش این نیست که ما به اختلافات درونى، هى دامن بزنیم. مراقب باشید. این را همه باید مراقب باشند؛ در جریانهاى سیاسى، در جریانهاى گوناگون فکرى و سلیقه‌اى مطلقاً مشتعل کردن فضا مناسب نیست.» در این مورد البته توصیه می کنم این مطلب را مشاهده کنید که خیلی خوب این مساله را بازگو کرده است : جریان انحرافی یا «اختلاف عقیده و نظر + حرف غلط»؟

در هر حال برای بنده و دوستداران ولایت ثابت شده که جریانی به اسم جریان انحرافی وجود خارجی ندارد اگر از این لحظه به بعد کسی از این لفظ استفاده کند باید او را از حیطه ولایت مداران واقعی خارج دانست. البته مطمئنا این روش همچنان از سوی ماهیگیران متخصص در آب گل آلود مشاهده خواهد شد که ان شاالله با توجه دوستان این قضیه هم تمام خواهد شد.

البته با نزدیکتر شدن به انتخابات مجلس همچنان از این دست مسائل مشاهده خواهد شد که متاسفانه این از خصائص انتخابات است و امیدوارم که دوستان کسانی را به مجلس بفرستند که در حزب ولایت باشند نه در حزب باد.

 مطالب مرتبطی که احساس میکنم خوندشون در روشن شدن مطلب موثر خواهد بود:

تکذیب مصاحبه آیت‌الله مصباح با خبرگزاری مهر

آیات بصیرت

کلیدواژه جریان انحرافی ، لقلقه زبان کیست؟

مختار را کشتند احمدی نژاد را دریابیم!

نوعمارگرایی

پ.ن 1: ممنون که با حوصله این مطلب را خوندید. اگر نظری دارید حتما در بخش نظرات اعلام کنید.

پ.ن 2: این مطلب رو اگر مناسب دیدید در سایت یا وبلاگ خودتون قرار بدید و سعی کنید دیگران رو نسبت به این قضیه مطلع کنید.

پ.ن 3: حرفهای زیاد دیگه ای برا گفتن دارم اما از حوصله این مطلب خارج ولی اگر احتیاج دیدم حتما خواهم نوشت (ان شاالله)


  

 

بسم الله الرحمن الرحیم

رب الشرح لی صدری و یسرلی امری وحلل عقدتا من لسانی یفقهوا قولی

به علت محدودیت در دو پست ارسال میشود

از وقتی دولت نهم سر کار اومد موضوعی به نام ولایت مداری بر سر زبان ها افتاد و خیلی از کسانی که به شخص محمود احمدی نژاد رای دادند به خاطر مسائلی بود که این شخص مطرح کرد مثل عدالت ، ولایت ، خط امام و غیره و البته از همون زمان هم کسانی بودند که جلوی دولت نهم ایستادند و به سخنانی هم که آقا در مورد این دولت کرده بود و میکرد توجهی نداشتند و کار خودشون رو میکردند تا اینکه به پایان کار دولت نهم و انتخابات 88 نزدیک شدیم  و با ناباوری شاهد بودیم که همه کاندیداها چه اونهایی که جلوی پای دولت ولایت مدار نهم سنگ اندازی میکردند و چه اونهایی که 20 سال احساس تکلیف نکرده بودند ناگهان دم از خط امام زدند و بعضی مواقع هم دم از ولایت مداری میزدند(البته فقط بعضی مواقع) و از این راه خواستند که به قدرت برسند و خوب وقتی که رای نیاوردند خط امام و ولایت مداری و قانون هم یادشون رفت و شد آنچه که همه مطلعید.

بعد از فروکش کردن قضایای فتنه 88 که البته خیلی ها هنوز هم از اون با لفظ فتنه یاد نکردند (در حالی که بار ها در صحبت های امام خامنه ای این سخن را شنیده ایم) فضایی ایجاد شد که همه ولایت مدار شدند! و دولت دهم و مخصوصا شخص آقای رئیس جمهور از ولایت مداری ساقط! در این مطلب قصد دارم به ولایت مداری آقایان و عدم ولایت مداری شخص رئیس جمهور اشاره کنم: 

 

1- بعد از انتخابات 88 و حماسه مردم و البته حماسه دوستان ! رئیس جمهور آقای اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول خود انتخاب کردند که رهبری طی یک نامه این امر رو به مصلحت ندانستند و البته با یک هفته تاخیر آقای مشایی از سمت خود استعفا دادند و همه دوستان و دشمنان ولایت مدار تا توانستند به رئیس جمهور تاختند که از دایره ولایت خارج شده ای و غیره که با واکنش امام خامنه ای مواجه شد:

«من مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ ... به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همه‏ى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بى‏انصافى کنید، بى‏عدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه کنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه کنار بگذارند؛

... در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایره‏ى تکلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید کرد.آن وقت لطف خدا با ماست.» (88/5/3)

2- آقای مشایی طی سخنانی گفت که  « ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست؛ این افتخار است. البته ما دشمن داریم و ناجوانمردانه‌ترین دشمنی‌ها در دنیا به ملت ایران صورت می‌گیرد. ما مردم آمریکا را از برترین ملت‌های دنیا می دانیم.» که با واکنشهای زیادی مواجه شد و اگر همین الان هم جستجویی در اینترنت انجام بدید خواهید دید که چه مقدار مطلب در این مورد گفته شد و خیلی از کسانی که به دولت خرده میکرفتند که چرا اینقدر در مورد اسراییل صحبت میکند موضع گرفتند که چرا ملت اسراییل دوست خطاب شدند که البته حرف صحیحی بود ولی آیا نیتش هم صحیح بود؟ که این امر نیز با واکنش امام خامنه ای مواجه شد:« این حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. این را نباید وسیله‌ى التهاب قرار داد. من خواهش میکنم از همه، اینجور مسائل کوچک و مسائل جزئى را - حرفى که بر زبان کسى جارى میشود؛ مطلبى گفته میشود - وسیله‌اى قرار ندهند براى اینکه مدتى جریان‌سازى و مسئله‌آفرینى در سرتاسر کشور بشود؛ یک عده مخالف، یک عده موافق، سر قضیه‌اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.» (30/6/87)

تقریبا 3 سال از این قضیه میگذرد و بعد از آن هم آقای مشایی از این اظهار نظر ابراز برائت کردند ولی تاکنون هم مدعیان ولایت یکی از مسائلی که مطرح میکنند مساله چرایی این حرف است. آیا ولایت مداری یعنی این؟


ادامه در پست بعدی


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ